اندیشمندان ایرانی

زندگینامه گفتگوها و بررسی آثار پژوهشگران ایرانی

مصاحبه ای با مهندس شروین تقوی پژوهشگر ایرانی
نویسنده : جمعی از دانشجویان - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٧
 

 

 

 

 

 

 

محقق و دانشجوی ایرانی دوره دکتری برق مؤسسه فن آوری کالیفرنیا (Caltech) با ابداع سیستم پایه‌ای جدید که می‌تواند تجهیزات اپتیکی و الکترواپتیکی موجود را از اساس دگرگون کند، طی پنج سال موفق به اختراع 100 نوع لیزر و سیستم‌های اپتیکی جدید شد.

مهندس شروین تقوی، دانشجوی دکتری مهندسی برق مؤسسه فن‌آوری کالیفرنیا در گفت‌وگویی تلفنی با خبرنگار «پژوهشی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: اساس تمام سیستم‌های اپتیکی از قبیل لیزرها و مدولاتورها، یک سیستم ساده رزوناتور (نوسانگر) موسوم به رزوناتور «Fabry-perot » است که بیش از 200 سال پیش اختراع شده و به نام مخترعانش نامگذاری شده است.

در واقع رزوناتور «فابری ـ پروت» در علم اپتیک از همان جایگاهی برخوردار است که چرخ در صنعت خودرو دارد.

وی خاطر نشان کرد: رزوناتور « Fabry-perot » با وجود قابلیت‌ها و گسترده متنوع کارایی که دهها سال آن را به عنوان اساس سیستم‌های اپتیکی مطرح کرده، محدودیت‌هایی هم دارد.

مهمترین محدودیت این نوع رزوناتور در کیفیت عملکرد تجهیزات اپتیکی ساخته مبتنی بر آن و دشواری زیاد فشرده‌سازی این تجهیزات روی چیپ‌های چند میلیمتری است.

تقوی با اشاره به رویکرد صنایع الکترونیک و اپتیک به فشرده سازی تجهیزات در دهه‌های اخیر تصریح کرد: با توجه به محدودیت‌های رزوناتور «Fabry-perot» دانشمندان حدود 50 سال پیش نوع جدیدی از رزوناتورهای موسوم به رزوناتورحلقه‌یی (Ring Resonator) را ساختند که مهمترین ویژگی آن سهولت نصب بر روی چیپ‌ها است با این تفاوت که کاربردهای آن محدودتر از رزوناتورهای «Fabry-perot» است .

این مخترع جوان ایرانی در گفت‌و‌گو با ایسنا خاطر نشان کرد: سیستم ابداعی من یک جایگزین جدید برای رزوناتورهای « Fabry-perot » و حلقه‌یی (Ring Resonator) است که مزیت‌های هر دو را دارد ــ بدون این که محدودیت‌هایی آنها را داشته باشد ــ‌ و علاوه بر آن ساختار بسیار ساده و کاربردهای بسیار وسیعتری نسبت به این دو نوع رزوناتورها دارد.

وی درباره کاربردهای سیستم ابداعی که رزوناتور (SRFP (Semi Ring Fabry-perot نامگذاری شده است،

گفت: این رزوناتور جدید می‌تواند در انواع لیزرها، ماجولیتورها، سیستم‌های اپتیکی، و ... به کار رود و با بهره‌گیری از آن می توانیم تجهیزاتی با کیفیت بسیار بهتر و دارای طیف نور بسیار تمیزتر طراحی کنیم که در زمینه مخابرات و ارتباطات راه دور و پزشکی، تجهیزات فضایی، کاربردهای نظامی از جمله دوربین‌های دید شب، سیستم‌های هدایت موشک، ماهواره‌ها و .... کارایی دارند.

تقوی در پایان خاطر نشان کرد: نکته جالب در این اختراع ساختار بسیار ساده آن است به طوری که در ابتدا فکر نمی‌کردم کار جدیدی باشد ولی بعد از ارائه در Caltech بسیار مورد توجه قرار گرفت به طوری که بلافاصله برای ثبت آن اقدام کردند و براساس مبانی رزوناتور SRFP ، 100 نوع دستگاه‌های مختلف ابداع کردم که همه آنها هم از سوی موسسه فن‌آوری کالیفرنیا به ثبت رسید.

گفتنی است، شروین تقوی لاریجانی که دارای دیپلم دانشگاه Orsay پاریس و فوق لیسانس مهندسی الکترونیک از دانشگاه کلتک آمریکا است، در سن 21 سالگی در نمایشگاه بین‌المللی اختراعات در ژنو به دلیل اختراع سیستم استفاده از نویزهای صوتی در تولید برق به دریافت مدال نقره نایل شد.

در طرح پیشنهادی وی، یک آنتن بشقابی صداهای بلند فرودگاه‌ها یا بزرگراه‌ها را از طریق میکروفن به جریان الکتریکی تبدیل می‌کند که این جریان پس از یکسو سازی در یک خازن بزرگ ذخیره شده و به عنوان یک منبع تغذیه‌ی الکتریکی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

منبع: ایسنا


 
comment نظرات ()
 
مصاحبه ای با مهندس عرفان کسرایی
نویسنده : جمعی از دانشجویان - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٧
 

 

گفتگوی حاضر بخشی از متن مصاحبه دوستانه ای است با مهندس عرفان کسرایی که برای نخستین بارمنتشرمیگردد.

 

گفتگو از محمدرضا صالحی :   mrsalehi14@gmail.com

 

برای آغاز گفتگو بهتر است چارچوبی از قواعد اطلاق مفاهیم معین کنیم تا پرسش و پاسخ واضحی هم به لحاظ لفظی و هم معنایی داشته باشیم.

 

بله اصولاً در هر مباحثه فلسفی در ابتدای امر  باید دقیقاً بدانیم که می خواهیم راجع به چه چیزی صحبت بکنیم تا مسیر گفتگو به جدل بی حاصل هرمنوتیکی وارد نشود.  

 

  یکی از مسائلی که شما در نوشته هایتان مطرح کردید تحلیل نحوه عمل ذهن بر پایه مسائل روانشناختی در فرایند استدلال است و بحثهایی که راجع به رد تعمیم استقرایی که به لحاظ منطقی داشته اید. مایلم گفتگو را با این پرسش آغاز کنیم.

  بطور کلی روشهای علمی را می توان به دو روش اصولی تقسیم کرد. یکی همان روشهای استقرایی که شخص با مطالعه و تعمق در جزئیات و همچنین مثالهایی که عمق تئوری کلی را نشان میدهد از طریق مثالها و مطالعه حالت های خاصی به یک قانون کلی می رسد و دیگری روش قیاسی که در آن از قانون کلی به مثالها و موقعیتهای خاص میرسیم. روش استقرایی در واقع یک روند طبیعی در شیوه تفکر آدمی به حساب می آید.در روشهای قیاس از تئوری به مثالها و حالات خاص می رسیم و در روش استقرایی  تسلسل رشته های تفکر از جزء به کل و در روش قیاسی تسلسل از کل به جزء است. فلسفه استقرایی قدیم مانند منطق استوارت میل ماهیت و دامنه استقراء را بسیار محدود تصور میکرده. حقیقتاً هم گستره عمل استدلال استقرایی خیلی نمی تواند وسیع باشد.

اینکه توان حجت استقرایی را به قاعده نرخ پایه در روانشناسی نسبت داده اید موجد اشکال در اصالت استدلال استقرایی (استدلالی که به هر حال بنیان اساسی مطالعه علوم را تشکیل می دهد) نمی شود؟ 

  ببینید در هرعلمی یک مجموعه از امور واقع ( facts ) داریم که تا حد امکان قوانین کلی آنها به هم وابسته هستند. این امور به صورت یک سری استنتاج از آن قوانین جلوه میکنند. این نکته دست کم در مورد پیشرفته ترین علوم مانند ریاضیات صدق می کند. اما واقعیت این است که این قوانین از آن امور استقراء شده اند. هرگز نمی توان گفت که فلان امر, فلان قانون را اثبات می کند. باید گفت کل آن امور کل آن قوانین را اثبات می کند یا بهتر است بگوییم محتمل می کند . برای بررسی منطق استدلال قیاسی و استقرایی و   تحلیل شیوه ذهن و تداعیهای حافظه همچنین نباید جنبه های روانشناختی استدلال کردن ( to reason ) را فراموش کنیم. زنجیره ی اندیشه های ما غالباً یک شکل حجت ( Argument ) دارد که در آن گزاره ای در نقش حکم ( claim ) یا نتیجه ( conclusion ) است که ما در پی استنتاج ( to draw ) آن هستیم و بقیه گزاره ها دلایل حکم یا مقدمات ( premises ) نتیجه محسوب می شود. قواعد منطق جوابگوی همه وجوه استدلال قیاسی نیستند . این قواعد را فقط شکل گزاره ها فرا می خوانند اما توانایی ارزیابی حجت قیاسی غالباً تابع محتوای گزاره ها هم هست. منطق دانان میگویند حجت معینی به رغم آنکه با منطق قیاسی سازگار نیست باز هم ممکن است نادرست نباشد. این قبیل حجت ها از توان استقرایی  ( Inductive strength ) برخوردارند. یعنی می گویند در صورت صادق بودن مقدمات,  نامحتمل است که نتیجه کاذب باشد. ما مدام سرگرم ساختن و ارزیابی حجت های استقرایی هستیم. باید پرسید آیا آدمی در این موارد همانند منطق دانان و ریاضی دانان بر قواعد نظریه احتمالات تکیه میکند؟ یکی از این قواعد که به بحث ما مربوط می شود و راجع به استقرا طرح کرده ام قاعده نرخ پایه rate base است که شما به آن اشاره کردید. طبق این قاعده, احتمال تعلق شیء به یک طبقه ,متناسب با تعداد اعضای آن طبقه (یعنی بالا بودن نرخ پایه) است. بنابراین پشتوانه استقراء, احتمالات است و نه امور یقینی. منطق دانان نیز معتقدند منطق استقرایی باید بر نظریه احتمالات تکیه کند. طی سلسله آزمایشهای هوشمندانهء روشهای رهنمودی heuristics نشان داده شده است که مردم در قضاوتهای استقرایی خود از قواعد نظریه احتمالات تخطی میکنند. مخصوصاً تخطی از قاعده نرخ پایه که بسیار رواج دارد .

با این اوصاف تکیه علوم بر روشهای اساساً مبتنی بر استقرا نمی تواند روش صحیحی باشد.

اتفاقاً به همین دلیل هم هست که زوایا و جزئیات گرایشات مختلف علوم طبیعی   با تجربه و بینشی که از طریق روشهای استقرایی حاصل شده قدم به روشهای قیاسی گذاشته است. جایگزینی تئوریهای عمومی تر در آموزش های علوم طبیعی به جای تئوری های خاص نقطه نظرهای قیاسی واستقرایی را با هم ترکیب کرده است.

جایی نوشته بودید استنتاج تئوری نیوتن  از تئوری گالیله یا کپلر و یا هر دو چه از طریق قیاس و چه از طریق استقراء   ناممکن است می توانید در این باره توضیح دهید؟

این سخن از من نیست و از پوپر است. البته به اعتقاد من هم چنین است .درست است که دینامیک نیوتن توانست بین فیزیک زمینی که گالیله نماینده آن بود و فیزیک اجسام سماوی که کپلر آن را بررسی میکرد وحدتی بوجود آورد اما اینکه گفته شود که دینامیک نیوتن را می توان با استقراء قوانین گالیله و کپلر بدست آورد و یا آن را دقیقاً از این قوانین استنتاج منطقی نمود چنین نیست و نمی تواند درست باشد. از نظر منطقی تئوری نیوتن هم با تئوری گالیله و هم با تئوری کپلر در تناقض است. اگرچه که پوپر می گوید وقتی تئوری نیوتن را داشته باشیم دو تئوری گالیله و کپلر را می توان بعنوان تقریب از آن نتیجه گیری   نمود. به همین دلیل استنتاج تئوری نیوتن  از تئوری گالیله یا کپلر و یا هر دو چه از طریق قیاس ( deduction ) و چه از طریق استقراء ( induction ) ناممکن است. زیرا هرگز نمی توان در یک استنتاج,  چه قیاسی و چه استقرایی, از مقدمات سازگار به نتیجه ای رسید که منطقاً با همان مقدمات ناسازگار باشد. پوپر این امر را یک حجت بسیار قوی علیه استقراء می داند. تنها پس از داشتن تئوری نیوتن است که می توانیم پی ببریم که آیا اصلاً تئوریهای قدیمی تر تقریبی از آن هستند یا نه. همه اینها نشانگر آن است که منطق, خواه قیاسی و خواه استقرایی, ممکن نیست که بتواند از این دو تئوری به دینامیک نیوتنی برسد.

مرز ادراک و حقیقتی که در پس ادراک پنهان است یا بعبارتی تمایز حقیقت و واقعیت که در ذهن آدمی  وجود دارد در چیست؟ و چه وجه تشابهی میان درک روانشناختی و جنبه هایی از ادراک و تحلیل در علم وجوددارد؟

 

ببینید ادراک عبارتست از آگاهی یافتن به کیفیت و کمیت   , اختلافات و تشابه اجزای محیط بوسیله اعضای حسی. بعبارت دیگر درک عملی است که ضمن آن احساساتی که بوسیله محرکهای حسی بوجود می آیند برای شخص معنا و مفهوم پیدا میکند. فرآیند ادراک از منظر روانشناختی مستلزم سلامت و تمامیت دستگاه درک کننده در تمام سطوح است. هرگونه نقص در این دستگاه ممکن است زمینه را برای پیدایش سوء تعبیر و هذیان فراهم کند. ما دنیا را آنطور که هست نمی بینیم بلکه آنگونه که می خواهیم می بینیم. در مکانیک کوانتومی نیز همیشه بین مشاهده گر و مشاهده شونده   بر هم کنش نامعلومی وجود دارد که برای اجتناب از این بر هم کنش هیچ راه حلی نیست. تصور ما از جهان و شیوه ای که جهان به نظرمان می رسد به طور بنیادینی به هم ربط دارند. مرز میان انتزاع (Abstraction) و ما به ازاء خارجی ,  مرز میان حقیقت (truth)  فعلیت  (actuality) و واقعیت (reality)  چندان واضح نیست و ابهامات فلسفی زیادی نسبت به این مساله وجود دارد. شاید بتوان گفت هرچیزی که فکر درباره آن می اندیشد چه به طور واضح مستدل باشد و یا نباشد یک واقعیت است. واقعیت ممکن است باطل کذب و یا به وضوح مدلل باشد ولی با این همه همچنان یک واقعیت است. در اندیشه کریشنامورتی حقیقت Truth) ) به معنای حقیقتی ازلی است که فکر و اندیشه و ذهن بشر در آن دخالتی ندارد و درک Perception) ) در حقیقت عملی است که ضمن آن احساساتی که به وسیله محرکهای حسی به وجود می آید برای شخص معنا و مفهوم پیدا می کند. به عبارتی ترکیبی است از عناصر ذهنی و عینی در رابطه بین فرد و محیط . بعلاوه درک یک فعالیت انتخابی است و هر کس از میان محرکهای بیشماری که از محیط دریافت می کند برخی از آنها را که مطابق علاقه و انتظار ونیازهایش هست درک میکند.

 


 
comment نظرات ()
 
مصاحبه ای با دکتر یاسمن فرزان، فیزیکدان جوان پژوهشگاه دانش‌های بنیادی
نویسنده : جمعی از دانشجویان - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٦
 

دکتر یاسمن فرزان، فیزیکدان جوان پژوهشگاه دانش‌های بنیادی به عنوان برنده نخستین دوره جایزه دانشمند جوان اتحادیه بین‌المللی فیزیک محض و کاربردی(آیوپاپ) در زمینه تئوری فیزیک ذرات معرفی شد.

به گزارش خبرنگار علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این جایزه که به تازگی راه‌اندازی شده، هر دو سال یک بار در زمینه فیزیک ذرات ترجیحا به یک فیزیکدان جوان ذرات در زمینه تئوری و تجربی که به دستاوردهای برجسته علمی دست یافته است، اعطا می‌شود.

برنده جایزه دانشمند جوان (IUPAP) از میان فیزیکدانان ذرات برجسته از تمام کشورهای دنیا انتخاب می‌شود.

این محققان که نباید بیش از هفت سال از پایان تحصیلات دکتری‌شان گذشته باشد، از طرف کمیسیون ذرات و میدان‌های اتحادیه (C11) انتخاب می‌شوند.

جایزه IUPAP شامل یک مدال، یک گواهی که در آن به دستاوردهای علمی فرد اشاره شده و پاداش نقدی است که در سی و چهارمین کنفرانس بین‌المللی فیزیک با انرژی زیاد (ICHEP2008) که از 30 ژوئیه تا پنجم اگوست سال 2008 در فیلادلفیای آمریکا برگزار خواهد شد، اعطا می‌شود .

گفتنی است، این جایزه در حوزه عملی هم به محقق جوانی از دانشگاه ملی تایوان اعطا شده است.

در پی اعطای این جایزه به دکتر فرزان، دکتر حسام‌الدین ارفعی، رییس پژوهشکده ذرات و شتابگر پژوهشگاه دانش‌های بنیادی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایسنا با اشاره به اعتبار علمی بالای این جایزه که از سوی عالی‌ترین نهاد علمی دنیا در رشته فیزیک به وی اعطا شده آن را یکی از باارزش‌ترین جوایز علمی کسب شده توسط فیزیکدانان کشور خواند واین موفقیت را به جامعه علمی کشور تبریک گفت.

وی با اشاره به سوابق تحصیلی این فیزیکدان جوان که در زمان تحصیل در دبیرستان به عنوان اول دختر المپیادی ایران در رشته فیزیک در المپیاد بین‌المللی فیزیک شرکت کرده و پس از آن تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشدش را در ایران پشت سرگذاشته است، اظهار کرد: وی تحصیلات دکتری و تحقیقات خود را در یک مرکز تحقیقات بین‌المللی در ایتالیا و دانشگاه استنفورد زیر نظر دو نفر از بهترین فیزیکدان‌ها گذرانده و علی‌رغم امکان ادامه فعالیت در مراکز تحقیقاتی خارجی به کشور بازگشته و در این مرکز علمی فعالیت دارد.

دکتر یاسمن فرزان نیز درباره سوابق تحصیلی و علمی خود گفت: من در سال 1369 هجری خورشیدی وارد دبیرستان فرزانگان (تیزهوشان) در تبریز شدم و در سال 1372 به عنوان اولین دانشجوی دختر ایرانی در قالب تیم پنج نفره المپیاد بین‌المللی فیزیک در این مسابقات دانش‌آموزی که در چین برگزار شد، شرکت کردم. در این مسابقات ضمن کسب مدال نقره و تقدیر به عنوان بهترین دانش‌آموز دختر شرکت‌کننده انتخاب شدم. تیم ما در آن مسابقات پنجم شد که بهترین رتبه‌ای بود که ایران تا آن زمان به دست آورده بود.

به گزارش ایسنا، وی خاطرنشان کرد: در سال 1373 در دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف ثبت‌نام کردم، استاد ناظر من دکتر فرهاد اردلان بود که من را به فیزیک ذرات علاقمند کرد و در سال 1377 تحصیلات کارشناسی خود را تمام کردم.

محقق پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات)، خاطر نشان کرد: عنوان تز کارشناسی ارشد من «آکسیون‌ها در ابعاد بسیار بزرگ» بود که آن را زیر نظر استاد فرهاد اردلان نوشتم. پس از به اتمام رساندن دوره کارشناسی ارشد به تریست ایتالیا رفتم و در آزمون ورودی برنامه دکتری SISSA دانشکده بین‌المللی برای تحصیلات پیشرفته که یک موسسه تحقیقاتی بین‌المللی است شرکت کردم و همراه هفت دانشجوی دیگر در این آزمون قبول شدم. زمینه تحقیقاتی من فیزیک نوترونی بود و خوشبختانه پروفسور آ . یو. سمیرنف که فیزیکدان برجسته نوترونی است، مرا به عنوان دانشجویش پذیرفت.

دکتر فرزان، خاطرنشان کرد: پس از یک سال در سال 1380 همسرم - دکتر شیخ‌جباری، فیزیکدان جوان پژوهشگاه و برنده جایزه عبدالسلام ICTP و جایزه فیزیک سازمان کنفرانس اسلامی در سال 2007 - یک بورس فوق دکتری در دانشگاه استنفورد گرفت و من وی را در سفر به آمریکا همراهی کردم. پروفسور مایکل پسکین رییس گروه نظری مرکز شتاب دهنده خطی استنفورد (SLAC) که پیش از سفر با وی تماس داشتم، مرا تشویق کرد تا تز خود را به عنوان مهمان در موسسه آن‌ها تکمیل کنم. هنگامی که در آمریکا بودم با استاد ناظر خود مقالات متعددی نوشتیم و در همان حال از فضای علمی بی نظیر مرکز نیز بهره می بردم. اگر چه من در چندین دوره در مورد تئوری میدانی و ابر تقارنی (توازنی) شرکت کردم. اما پرسیدن سوال و آموختن نکات ظریف این موضوعات از پسکین که خود نویسنده بهترین کتاب دانشگاهی در زمینه تئوری میدانی است، فرصتی بود که من همیشه به آن افتخار می‌کنم.

وی افزود: در سال 1383 به ایتالیا بازگشته و از تز خود دفاع کردم و پس از آن اگر چه از چندین موسسه در سراسر جهان از جمله دانشگاه کالیفرنیا( UCLA)، دانشگاه هاوایی و ساکلی فرانسه بورس فوق دکتری داشتم ترجیح دادم به ایران باز گردم و در پژوهشگاه دانش‌های بنیادی کار کنم.


 
comment نظرات ()
 
مصاحبه با خانم سبا ولدخان دانشمند جوان مقیم آمریکا
نویسنده : جمعی از دانشجویان - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٦
 

خیلی ها می خواستند بداند که چطور توانستی وارد دانشگاه های آمریکایی شوی؟

وقتی ما در ایران بودیم، با وجود نبودن اینترنت (در آن زمان) می توانستیم مقداری اطلاعات به دست آوریم: از طریق کتاب های خارجی و نامه نوشتن به دانشگاه های خارجی. آن موقع تازه ایمیل آمده بود. به بعضی از آنها هم ایمیل زدم و آنها هم فرم درخواست تحصیل را برای من فرستادند. برای دادن امتحان زبان هم مجبور شدم به ترکیه بروم. آماده شدن برای آن امتحان خیلی سخت نبود. دانشگاه های آمریکایی وقتی ببینند نمره بالایی در امتحان های سنجش سطح زبان مثل تافل به دست آورده اید، علاقه مند می شوند درخواست شما را مورد بررسی قرار دهند. این موضوع که من از ایران آمده بودم تاثیر مثبتی داشت چون خیلی از آنها ایرانی ندیده بودند و کنجکاو بودند ببینند دانشجوهای ایران چطوری هستند.

در محیط دانشگاه رفتار دانشجوهای دیگر با خارجی ها به ویژه دانشجوهای ایرانی چگونه است؟

رفتار دانشجوهای دیگر رفتار معقول و غیرتبعیض آمیزی بود. فکر می کنم افراد وقتی می شنوند کسی ایرانی است، بیشتر کنجکاو می شوند... ولی همیشه کسانی هم هستند که پیش داوری های بدی دارند، ولی وقتی آدم را می بینند، پیش داوری هایشان را کنار می گذارند.... تقریبا همه برخوردهایی که من دیدم خوب و مثبت بوده است.

در محیط های دانشگاهی رفتار ایرانی ها با همدیگر چطور است؟ بعضی می گفتند که دانشجوهای ایرانی خیلی به هم کمک نمی کنند...

در دپارتمانی (بخشی) که من بودم دانشجوی ایرانی نبود، ولی در دپارتمان های دیگر بود. دوستان خیلی نزدیکی با آنها نبودیم، ولی رفتار دوستانه ای با هم داشتیم. هیچوقت پیش نیامد که بخواهیم به هم کمک کنیم چون احتیاجی نبود. ولی فکر می کنم که اگر نیاز بود کمک می کردند... ایرانی ها بعضی وقت ها متاسفانه با هم خوب برخورد نمی کنند، ولی من خوشبختانه چنین چیزی ندیدم.

بعضی ها گله کردند که چرا فکر می کنی دانشجوی ایرانی باهوش تر از دانشجوی خارجی است (در گفتگوی قبلی با بی بی سی)؟

من هنوز هم روی حرفم هستم. اولا امتحان کنکوری که ما می دهیم باعث می شود که باهوش ترین افراد وارد دانشگاه های ایران شوند، ولی در کشورهای دیگر اینطور نیست. در ایران افرادی که وارد دانشگاه ها می شوند گزینش شده ترند. به خصوص در دانشگاه های خوب ایران واقعا نخبه ترین دانشجوها می توانند وارد شوند، ولی در دانشگاه های خیلی خوب خارج این مساله را نمی بینید... چون در ایران بچه ها توسط کنکور گزینش می شوند. در آمریکا دانشجویان (از سطوح مختلف هوشی) با هم مخلوط می شوند. در ایران دانشگاه های سراسری پولی نیست یعنی کسی نمی تواند به خاطر اینکه پدرش پولدار است وارد شود، ولی در آمریکا کسی که پولدار است می تواند حتی وارد دانشگاه های معتبر مثل هاروارد شود. من واقعا فکر می کنم در ایران کسانی که دور و بر من بودند باهوش تر از کسانی بودند که اینجا در مدرسه پزشکی کلمبیا، ییل و.. می بینم.

سئوال شده به خاطر اینکه بعضی از رشته های علوم در ایران کاربردی ندارد، دانشجویان مجبورند به رشته هایی بروند که علاقه ندارند. چطور می شود این مشکل را حل کرد؟

نکته خیلی خوبی است، ولی متاسفانه من جواب خوبی برای آن ندارم. (در ایران) خود من دوست داشتم فیزیک بخوانم. ولی به من گفتند که اگر فیزیک بخوانی می خواهی بعدش چکار کنی؟ فوقش استاد دانشگاه می شود که حقوقت خیلی کم است... به من گفتند بهترین کار این است که پزشکی بخوانی که آن روزها نه تنها وجهه خوبی در ایران داشت، بلکه درآمد خوبی هم می شد به دست آورد. این مشکل در ایران خیلی جدی است. به جز بعضی رشته های مهندسی و پزشکی، بقیه برای گذران زندگی دچار مشکل جدی هستند. مگر این که سیاست های مالی در ایران تغییر جدی بکند و دولت روی علم سرمایه گذاری عظیم کند یا اینکه شانس بیاوریم و پای شرکت های داروسازی خارجی به ایران باز شود و بازار کار گرمی برای کسانی که در زمینه های علوم کار می کنند فراهم شود.

در دوران دانشجویی چقدر درس می خواندی؟

وقتی دانشجوی پزشکی بودم، دوسال اول تقریبا بازی می کردم و زحمتی به خودم نمی دادم. ولی قبل از امتحان جامع علوم پایه شروع کردم به طور جدی درس خواندن. روزی 12-11 ساعت (به اضافه کلاس هایی که داشتیم) درس می خواندم. از وقتی که اینجا آمدم روزی 13-12 ساعت کار می کنیم. هیچ راه راحتی برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد. عرق ریختن و کار سخت کردن تنها راه است.

راز موفقیت در چیست؟

نمی دانم آیا چیزی به اسم "راز" موفقیت وجود دارد یا نه. اگر آدم سخت کار کند و ایمان داشته باشد و لذت ببرد از کاری که می کند، می تواند خیلی موفق باشد. انتخاب رشته و اعتماد به نفس هم خیلی مهم است.

اگر ایران بودی می توانستی تا این حد موفق باشی؟

اگر ایران بودم احتمالا پزشکی را ادامه می دادم و یک پزشک متخصص ایرانی می شدم مثل این همه بچه های بسیار بسیار باهوش ایرانی که به نهایت جایی که می توانند برسند این است که استاد دانشگاه می شوند در دانشگاه های خوب. نه اینکه این بد باشد، خیلی هم خوب است، ولی آخر خط است.

از دید یک زن، وضعیت خود را چطور می بینی؟

وقتی در ایران بودیم به ما گفته می شد که شما ضعیفه هستید... فکر می کنم همه دخترهای ایرانی به خاطر این برخورد بی ادبانه که جامعه با آنها می کند، خشمی در دل خود دارند. تواناهایی ما کمتر از مردان نیست و باید این طرز فکر غلط را بکشنیم. زنان را به عنوان کسانی که حتما باید مادر شوند و خانه داری کنند می شناسند. من ازدواج کردم ولی قصد ندارم بچه دار شوم. ما در درجه اول یک انسان هستیم و باید به عنوان یک شهروند با ما برخورد شود...

آیا قصد بازگشت به ایران را داری؟

متاسفانه نه. چون من از کار علمی که می کنم خیلی لذت می برم و اگر برگردم به ایران، نمی توانم این کار را بکنم. البته این خیلی برای من دردناک است چون خیلی به ایران و شهر تهران و خانواده ام دلبستگی دارم ولی فکر می کنم اگر برگردم ایران آدم ناخرسندی می شوم. مگر اینکه تغییرات بزرگی (در ایران) رخ دهد که به نظر نمی آید چنین باشد.

پرسیده اند که آیا فکر نمی کنی که دینی به ایران داری که باید ادا کنی...

من چطور می توانم دینم را به ایران ادا کنم... اگر می شد کاری کرد حتما برمی گشتم، ولی راهی نیست و فضایی نیست، نه امکان مالی آن وجود دارد و نه امکان اجتماعی، و نمی شود کاری کرد. من اتفاقا فکر می کنم ما که در خارج زندگی می کنیم بهترین کاری که می توانیم بکنیم این است که سفیران کشورمان باشیم و به دیگران نشان دهیم ایرانی ها کی هستند و فرهنگ خودمان را معرفی کنیم. من فکر می کنم دینم را اینطور می توانم ادا کنم که به بقیه بچه های باهوش ایرانی کمک کنم وارد دانشگاه های آمریکایی شوند. برگشتن من کمکی به کسی نمی کند.

پروژه بعدی شما چیست؟

علاقه مندیم همین کاری را که کردیم گسترش دهیم. ما الان دستگاه ساده شده ای داریم که می توانیم با آن بفهمیم آماده سازی اطلاعات ژنتیکی چطوری انجام می شود و بیماری هایی که در اثر اشتباهات این دستگاه ها ناشی می شوند، چطور به وجود می آیند...

پرسیده اند: آیا تحقیق شما برای ساخت هارد جدیدی که که توسط دی ان ای کار می کند مفید خواهد بود؟ اگر چنین است شما با شرکت هایی که روی این پروژه کار می کنند مثل مایکروسافت همکاری می کنید؟

ما در آن زمینه کار نمی کنیم. ما بیشتر روی فیزیولوژی کار می کنیم تا استفاده های کامپیوتری.

آیا در مورد پذیرش در رشته هایی غیر از علوم پایه، مثل جراحی به خارجیان اجازه تحصیل داده می شود؟

همسر من ایرانی و جراح هستند و اینجا جراحی می خوانند... پس امکان این کار هست. الان مشکل پزشکان ایرانی وارد آمریکا شدن است... اگر کسی که امتحان می دهد نمره های "یو اس ال ام ای " بالایی داشته باشد و یک طوری بتواند وارد آمریکا شود، می تواند چند سال تحقیق کند و سی وی (شرح سوابق کاری) خود را تقویت کند... من خیلی ها را دیدم که یک سال وارد دوره رزیدنت داخلی شده اند و پس از یک سال تغییر رشته داده اند و وارد رشته جراحی شدند... امکانش هست ولی خیلی راحت نیست. هیچ چیز خوبی آسان و راحت نیست.

منبع:  mrafiee.5u.com


 
comment نظرات ()
 
مصاحبه با دکتر ابوالقاسم غفاری
نویسنده : جمعی از دانشجویان - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٦
 

دکتر ابوالقاسم غفاری، از برجسته‌ترین دانشمندان ایرانی در حوزه علوم ریاضی، فیزیک و صنعت فضاست. ایشان نخستین ایرانی راه یافته با سازمان فضایی آمریکا، ناسا می‌باشد. دکتر غفاری تنها خارجی حاضر در پروژه بزرگ آپولو بوده است. پیش از آن نیز در زمینه علوم ریاضی و فیزیک، فعالیت های فراوانی به انجام رسانیده است که یکی از برجسته‌ترین آن‌ها، همکاری با پروفسور اینشتین در زمینه نظریه وحدت میدان‌ها می‌باشد. نظریه‌ای که سال‌ها ذهن دانشمندان را به خود مشغول داشته است و تلاشی است در جهت یگانه‌کردن کل نیروهای جهان هستی
دکتر غفاری در 25 خرداد ماه سال 1285 هجری شمسی در تهران متولد شد و تحصیلات پایۀ خود را در دبیرستان دارالفنون به اتمام رسانید. ریاضیات و فیزیک را در دانشگاه نانسی فرانسه تحصیل کرد و دیپلم ستاره‌شناسی و آنالیز عالی ریاضیات را نیز از آن‌جا دریافت نمود. او دکترای ریاضیاتِ فیزیک را از دانشگاه سوربن فرانسه اخذ کرد. در 1315 به اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران پیوست و پس از اتمام خدمت سربازی از سال 1319 تا 1334 به عنوان استاد تمام آنالیز عالی تدریس کرد و این در حالی بود که در سال 1325، به دعوت دانشگاه سلطنتی لندن مدتی را در آن‌جا گذرانده و مدرک پی اچ دی تصحیح فاکتورهای سرعت و روش هودوگراف در دینامیک گازی را از آن‌جا دریافت کرد.
پس از آن، در دانشگاه‌های لندن و آکسفورد، به حل مسائل پیچیده فیزیک مشغول شد و نسبیت را نیز در دانشگاه آکسفورد نزد پروفسور میلن، فراگرفت. در سال 1339، به دعوت دانشگاه هاروارد، به آن‌جا نقل مکان کرد و تحقیقاتی را در زمینه معادلات دیفرانسیل و نیز حل مسائل دینامیک گازی به انجام رسانید. در این مدت همچنین به عنوان عضو موقت انستیتو مطالعات پیشرفته در پرینستون و نیز دستیار تحقیقاتی ریاضیات در دانشگاه ایالتی پرینستون انتخاب گردید.
در سال‌های 1340 و 1341، با پروفسور آلبرت اینشتین در رابطه با نظریه وحدت میدان‌ها فعالیت کرد و همزمان، با پروفسور مورس و لفچز در رابطه با معادلات دیفرانسیل در ابعاد بزرگ کار کرد. در 1341 بار دیگر به ایران بازگشت و به تدریس معادلات دیفرانسیل در دانشگاه تهران پرداخت. در 1347 رساله پروفسوری خود را در زمینه ریاضیات و استاتیک در دانشگاه واشنگتن ارائه داد و از 1337 تا 1341 در این دانشگاه به تدریس معادلات دیفرانسیل پرداخت. در 1343، تحت عنوان دانشمند هوافضا به پایگاه فضایی گودارد ناسا نقل مکان کرد. پس از آن به پروژه عظیم آپولو پیوست و به انجام محاسبات مربوط به مسیر انتقال کپسول حامل انسان به مدار ماه پرداخت. و در سال 1351، از ناسا بازنشسته شد و تحقیقات خود را در زمینه دینامیک‌های ستاره‌ای و کنترل ماموریت‌های بین سیاره‌ای ادامه داد.  او در 1348 به پاس خدماتش در جریان ماموریت آپولو ـ 11 از طرف نیکسون، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، مدال افتخار دریافت کرد. ایشان همچنین در پروژه جنگ ستارگان نیز فعالیت‌هایی را به انجام رسانیده‌اند.
دکتر غفاری هم اکنون در آمریکا ساکن بوده و همچنان به انجام تحقیقات علمی در سن 101 سالگی می‌پردازد.

  • - آقای دکتر از راه‌یابی به سازمان فضایی آمریکا برای ما توضیح دهید
بله، یک کنگره بین‌المللی است که هر ساله در یکی از شهرهای اروپا یا آمریکا تشکیل می‌شود، من در همه این کنگره‌ها شرکت کردم. اولین کنگره‌ای که من  در آن شرکت کردم در سال 1950 در دانشگاه هاروارد و آخرین آن هم در سال 1972 در ونکوور کانادا بود و کنگره‌های دیگری هم بود که هر 4 سال یکبار برگزار می‌شد و آشنایی من با این موضوعات، از این کنگره‌ها آغاز شد. زمانی که در سال 1956 به آمریکا رفتم، به اداره استاندارد آنجا منتقل شدم و در آن‌جا با شخصی به نام دکتر هوگ درایدن (معاون پیشین ناسا؛ امروزه یکی از پایگاه‌های ناسا به احترام وی، درایدن نامیده شده است) آشنا شدم. زمانی که ناسا تشکیل می‌شد، از عده زیادی جهت همکاری دعوت کردند که درایدن نیز مرا به ناسا دعوت کرد.
  •  -  آقای دکتر از سال‌های فعالیت خود در ناسا برای ما بگویید.
ناسا، 8 شعبه داشت که شعبه مربوط به موشک‌های فضایی، در ایالت آلاباما قرار داشت و ریاست آن را دکتر ورنر فون براون (پدر موشک‌های فضایی آمریکا) عهده‌دار بود. در این بخش قریب به 40 آلمانی با تابعیت آمریکایی فعالیت می‌کردند. من در یکی از سخنرانی‌های فون براون در واشنگتن با او آشنا شدم. او پس از کار در آلاباما، معاونت ناسا را به عهده گرفت و پس از آن نیز به نیویورک نقل مکان کرد و مدیر یک کمپانی ساخت هواپیماهای اف ـ 14 شد. در این مدت همچنین سفری به تهران داشت که در آن با شاه ایران ملاقات کرد و رایزنی‌هایی را درباره فروش این نوع هواپیماها به ایران انجام داد.  البته این کار به آسانی صورت نگرفت زیرا آمریکا بیم آن داشت که این هواپیماها از طریق ایران به شوروی منتقل شود.
در هر صورت، 2 سال اولیه فعالیت‌های من در ناسا، در زمینه مشاوره بود و بعد از آن به پروژه آپولو انتقال یافتم. پس از آن نیز به پروژه ژوپیتر ملحق شدم. در پایان هم از ناسا بدلیل مشکلات رفت و آمد به ایران، تقاضای بازنشستگی کردم. پیش از آپولو، موشک های ردستون و تیتان، منحصرا توسط ارتش آمریکا ساخته می‌شد اما پس از شروع پروژه آپولو، موشک های ساترن که مختص سفر به ماه بودند ساخته شد.
وظیفه ما در آپولو، تعیین مسیر فضاپیما در جریان سفر به ماه بود تا فضاپیما بتواند در کوتاه‌ترین زمان، حداکثر فعالیت را انجام دهد و یا اگر اشتباهاتی در مسیر رخ می‌داد، آنها را اصلاح می‌کردیم. ما از ابتدای پروژه و از مأموریت آپولو – 1، در ناسا استخدام شدیم. پرتاب های اولیه (تا آپولو – 11) همگی آزمایشی بودند تا بالاخره آپولو – 11 موفق شد بر سطح ماه فرود بیاید. خطر جانی هم فقط در ماموریت آپولو – 1 رخ داد. البته در ماموریت آپولو – 13 نیز مشکلاتی برای فضانوردان بوجود آمد که با هدایت بسیار عالی فرمانده ماموریت، با سلامت به زمین بازگشتند.
  •  - آیا شما در جریان ماموریت آپولو – 13 نیز حضور داشتید؟
خیر، من آن زمان به پروژه ژوپیتر منتقل شده بودم. (پروژه ژوپیتر مربوط به ارسال نخستین روبات دست‌ساز بشر به سمت سیاره مشتری بود که پایونیر ـ 10 نام داشت).
  •  - همکاران شما در آپولو چه کسانی بودند؟
 زمانی که در ناسا بودم، ریاست بخش ما را یک اتریشی به عهده داشت که پیش از آن در ساخت موشک های وی ـ 1و وی ـ 2 (اولین نسل موشک های جنگی  و فضایی جهان) فعالیت داشت که در جنگ جهانی دوم به اسارت آمریکا گرفته شده بود. موشک های وی ـ 2 همان موشک هایی بود که در اواسط جنگ جهانی، آلمان بر ضد انگلیس به کار می برد. از فعالان این موشک، تنها این شخص با من همکار بود. معاون این بخش، یک آلمانی بود و نفر سوم هم بنده بودم. ما 3 نفر در رآس این قسمت از پروژه آپولو بودیم.
  •  - با توجه به اینکه یک مسابقه بزرگ فضایی مابین آمریکا و شوروی در جریان بود، جو کار در پروژه آپولو چگونه بود ؟
بله، همانطور که گفتید بین آمریکا و شوروی مسابقه بزرگی بود. در اکتبر 1957، این مسابقه با پرتاب اسپوتنیک -1 (نخستین ماهواره جهان) آغاز شد. صبح روز چهارم اکتبر 1957، دکتر کشی افشار (بنیانگذار موسسه ژئوفیزیک ایران) به من تلفن کردند و مرا از این اتفاق باخبر کردند. البته این پنجمین باری بود که شوروی دست به این کار می زد. در دفعات قبل، این تجربه، ناموفق بود.  چندی بعد هم یک ماهواره دیگر پرتاب کردند این بود که این مسابقه فضا شروع شد. آمریکا هم در ابتدا فعالیت هایی انجام می داد، اما رسمی نبود. موشک ها هم اکثرا به دست ارتش ساخته می شد، و فون براون و دسته اش هم تا پیش از تاسیس ناسا در ارتش فعالیت می کردند که بعدا به ناسا پیوستند.
البته آمریکا هم تلاش بسیاری کرد و کار فوق العاده ای انجام داد چراکه دانشمندان زیادی در آمریکا وجود داشتند اما جمع آوری آنها آسان نبود این بود که طول کشید تا سرانجام در سال 1958 اجازه تاسیس ناسا صادر شد. در ابتدا دفتر کار ما در یک عمارت قدیمی در گوشه ای از کاخ سفید بود و پس از رسمی شدن ناسا، یک شعبه در آلاباما و بخشی به نام مرکز پرتاب های فضایی در واشنگتن تاسیس شد. من بدلیل آنکه دوستان قدیمی ام اکثرا در واشنگتن بودند، همانجا ماندم.
  • - کمی درباره اعطای نشان افتخار از طرف رئیس جمهور آمریکا هم توضیح بدهید
آپولوی 11 در ژولای 1969 رفت به ماه و برگشت. در همان اواخر ماه ژولای یک برنامه در کاخ سفید برگزار کردند، زمانی که نیکسون رئیس جمهور بود. تعدادی از فعالان پروژه آپولو – 11 از جمله ما نیز در این برنامه دعوت داشتیم. خبرنگاران بسیار زیادی در آنجا حضور داشتند. در ابتدا نیکسون سخنرانی کرد و پس از آن نیز مدال هایی طراحی شده بود که به ما اعطا شد.
  • - گویا ناسا قصد دارد تا بار دیگر انسان هایی را به ماه و مریخ اعزام کند نظر شما درباره امکان عملی شدن این پروژه چیست ؟
بله. امروزه اکثر پروژه های تحقیقاتی فضایی، باسرنشین نیست و البته کشورهای دیگر هم مانند هند و ژاپن و چین نیز در این زمینه فعالیت می کنند و ماموریت هایی را به ماه می فرستند و تحقیقاتی را در قسمت های شمالی ماه انجام می دهند. شما می دانید که پیش از آنکه انسان به ماه برود صحبت از این بود که سطح ماه چگونه است. در ناسا نیز یک استاد فیزیک سخنرانی را انجام داد که در آن به این موضوع اشاره کرد که سطح ماه شبیه گرد و خاک است و در صورت فرود شیئی روی آن، آن جسم در گرد و خاک ماه فرو می رود. همگی ما تعجب کردیم که پس چرا ما اینهمه زحمت می کشیم ! خلاصه صحبت از این موضوع زیاد بود و سرانجام هم روی ماه فرود آمدند. البته ناسا برنامه های بسیاری دارد. اما اشکال آن، کمبود بودجه است. تا پیش از این هم پیش بینی می شد تا انتهای سال 2010، ماموریت های سرنشین دار به مریخ برود اما من گمان نمی کنم. البته ماموریت های بدون سرنشین زیادی در حال انجام است که من زیاد وارد نیستم.
  • -  آقای دکتر، رابطه شما با نجوم و اخترشناسی چگونه آغاز شد؟
ما زمانی که در پاریس برای دیپلم ریاضی درس می خواندیم، مجبور بودیم فیزیک نیز بخوانیم. در ژوئن 1932 زمانی که لیسانس ریاضی را گرفتم فیزیک را شروع کردم، بعد از فیزیک هم نجوم را شروع کردم. پس از آن هم در رصدخانه پاریس مشغول به کار شدم. البته کار من محاسباتی بود و رصدی نبود. من پس از آن به تهران و بعد از آن نیز به لندن رفتم. پس از آن هر نسخه از تزی را که در پاریس نوشته بودم به مناطق مختلف فرستادم. یکی از آنها را برای اینشتین در پرینستون فرستادم که او هم در جواب، یک نامه کوتاهی به زبان انگلیسی فرستاد. البته زبان او فرانسه بود اما به تازگی انگلیسی را فراگرفته بود. او نوشته بود: "بسیار جذاب است!".
در سال 1952 زمانی که برای نجوم از هاروارد به پرینستون آمدم، در اولین جلسه من با اینشتین، او به من گفت که مقاله شما بسیار جذاب است و بیشتر درباره ریاضیات است و 3 فصل اول را داخل ریاضیات شدید.
  • - تلخ ترین و شیرین ترین خاطره زندگی علمی شما چیست ؟
زمانی که آپولو – 11 روی ماه فرود آمد همه ما بسیار خوشحال بودیم و این شیرین ترین خاطره من بود. و تلخ ترین نیز مربوط به آپولوی اول بود که زمانی که فضانوردان وارد کپسول فضایی شدند، ناگهان این محموله آتش گرفت و ما شاهد ماجرا بودیم که اغلب از بین رفتند.

در این مصاحبه دکتر غفاری علی رغم کهولت سن، با شوق و علاقه خاصی به سوالات ما پاسخ می گفت و همچنین با تشویق فعالیت های گروه ما اظهار کرد : سالها پیش در تهران، ما نیز قصد انجام کاری مشابه (تاسیس انجمن نجوم) را داشتیم اما محقق نشد و فعالیت های شما بسیار عالیست و برایتان آرزوی موفقیت دارم.
(منبع: سایت نجوم شفق)

 
comment نظرات ()
 
مصاحبه ای با دکتر حبیب خسروشاهی
نویسنده : جمعی از دانشجویان - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٦
 

دکتر حبیب خسروشاهی، استاد و پژوهشگر جوان ایرانی که حدود چهار سال پیش پس از اتمام تحصیلات دکتری در «مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان» به عضویت هیات علمی دانشگاه «بیرمنگام» انگلستان درآمده، به عنوان پژوهشگر اصلی گروه تحقیقات کهکشان‌های فسیلی این دانشگاه که از معتبرترین و فعال‌ترین گروه‌های پژوهشی در این زمینه در دنیاست، نقش کلیدی در یافته‌های اخیر این گروه از جمله شناسایی نزدیکترین و پرجرم‌ترین کهکشان‌های فسیلی و چند کهکشان فسیلی دیگر و نظریه‌های بدیع ارائه شده در زمینه این گروه‌های کهکشانی داشته و تحقیقات اخیر وی بازتاب وسیعی در محافل و رسانه‌های علمی جهان داشته است.

این دانشمند ایرانی و همکارانش به تازگی مطالعه چهار فسیل کهکشانی را به پایان برده‌اند که نتایج این تحقیقات که تاییدی بر یافته‌های جالب توجه و جنجالی گذشته آنها درباره ساختار و ویژگی‌های کهکشان‌های فسیلی است طی هفته‌های اخیر اعلام می‌شود.

دکتر حبیب خسروشاهی، استاد جوان دانشگاه «بیرمنگام» در سال 1350 در تبریز به دنیا آمده و تحصیلات کارشناسی خود را در رشته فیزیک در دانشگاه تبریز و مقطع کارشناسی ارشد و دکتری این رشته را در مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان به پایان رسانده است.

وی پس از اتمام تحصیلات دکتری به مدت یک سال فعالیت‌های پژوهشی خود را در مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان ادامه داده و پس از آن به دانشگاه «بیرمنگام» رفته و در حال حضور به عنوان عضو هیات علمی عمده فعالیت خود را به پژوهش در حوزه نجوم فراکهکشانی متمرکز کرده است.

زمینه‌های اصلی تحقیقات دکتر خسروشاهی، بررسی کهکشان‌های گروه‌ها و خوشه‌های کهکشانی، روند تشکیل و تحول آنها و ارتباط ساختار کهکشان‌ها با محیط پیرامون آنها (گاز یا ماده میان کهکشانی در خوشه‌های کهکشانی) است.

دکتر خسروشاهی در گفت‌وگویی تلفنی با خبرنگار «علمی ـ پژوهشی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) درباره فعالیت‌های تحقیقاتیش گفت: در حال حاضر در زمینه چند طرح پژوهشی کار می‌کنم که یکی از آنها مطالعه ارتباط کهکشان با گروه‌های کهکشانی و بررسی تفاوت احتمالی ساختار کهکشان‌های منفرد با کهکشان‌هایی است که در خوشه‌ها یا گروه‌های کهکشانی هستند .

نتایج این تحقیقات می‌تواند به ما کمک کند که دریابیم آیا کهکشان‌هایی که در خوشه‌ها و گروه‌های مختلف رصد می‌کنیم در همان جا تشکیل شده‌اند یا این که در محل دیگری ایجاد شده و سپس به محل فعلی رسیده‌اند. البته عمده تحقیقات من صرف مطالعه گروه‌های کهکشانی فسیلی می‌شود.

این اختر فیزیکدان ایرانی خاطر نشان کرد: فسیل‌ها، گروه‌های کهکشانی با قدمت بسیار طولانی ـ در مقایسه با عمر سایر گروه‌های کهکشانی ــ هستند که کهکشان‌های آن فرصت کافی برای اندرکنش و برخورد با یکدیگر را داشته‌اند به طوری که کهکشانی بزرگ را تشکیل داده‌اند که توانسته‌ کهکشان‌های مجاور خود را نیز در برگیرد و در نهایت گروه کهکشانی بسیار درخشانی را تشکیل داده است.

دکتر خسروشاهی در تشریح روند اندرکنش کهکشان‌ها اظهار داشت: بسیاری از کهکشان‌هایی که در عالم مشاهده می‌کنیم در گروه‌ها (مجموعه‌های) کهکشانی قرار دارند و به این ترتیب این فرصت را دارند که برهم‌کنش‌ها و برخوردهایی با هم انجام دهند که می‌تواند ساختار این کهکشان‌ها را دچار تغییرات جدی کند؛ مثلا، برخی از کهکشان‌هایی «بیضی گون» ــ و نه همه آنهاــ از برخورد کهکشان‌های مارپیچ به وجود آمده‌اند.

اگر کهکشان‌های یک گروه فرصت کافی داشته باشند، بیشتر کهکشان‌های درخشان گروه با هم ادغام شده و یک کهکشان، بسیار درخشان را تشکیل می‌دهند که اصطلاحا به «غول بیضی گون» موسوم است؛ ولی کهکشان‌های کوچکتر این گروه‌ها ــ کوتوله‌هاــ که به دلیل جرم و ساختار کوچکشان اصطحکاک دینامیکی چندانی با کهکشان‌های بزرگتر ندارند عمدتا در این بر هم کنش‌ها وارد نمی‌شوند.

استاد و پژوهشگر اخترفیزیک دانشگاه «بیرمنگام» در ادامه با اشاره به این که اعضای گروه‌های کهکشانی با هاله‌ای از گاز داغ میان کهکشانی پوشیده شده‌اند، خاطر نشان کرد: اندرکنش‌های چندتایی که بین کهکشان‌های درخشان گروه‌های کهکشانی صورت می‌گیرد، تغییر چندانی در ماده میان کهکشانی ایجاد نمی‌کند ولی ممکن است آزاد شدن برخی مواد از داخل کهکشان‌ها بر اثر این بر هم کنش‌ها، میزان فلزیت ماده بین کهکشانی را دچار تغییر کند. تمام این برهم‌کنش‌ها را می‌توان تا حدودی با شبیه‌سازی‌های رایانه‌یی بررسی کرد.


وی با بیان این که این قبیل بر هم کنش‌ها در تمام گروه‌ها و خوشه‌های کهکشانی از جمله کهکشان «راه شیری» اتفاق می‌افتد، به ایسنا گفت: کهکشان ما جزو گروه موضعی است و با کهکشان‌های مجاور از جمله کهکشان‌ مارپیچ «آندرومگا» که نزدیک‌ترین کهکشان بزرگ در همسایگی آن است اندرکنش دارد؛ البته از آنجا که کهکشان‌های «راه شیری» و «آندرومگا» چندان به هم نزدیک نشده‌اند، اندرکنش بین آن‌ها آن‌قدر شدید نیست که بتواند ساختار دو کهکشان را به هم بریزد.

دکتر خسروشاهی با بیان این که هر چه گروه کهکشانی کوچکتر باشد اندرکنش‌ها بیشتر و موثرتر است، خاطر نشان کرد: در خوشه‌های غنی کهکشانی که صدها هزار کهکشان دارند، کهکشان‌ها با سرعت بسیار زیاد ــ نزدیک به 1000 کیلومتر بر ثانیه ــ از کنار یکدیگر عبور می‌کنند؛ بنابراین امکان اندرکنش مؤثر بین آنها نیست.

پژوهشگر ایرانی دانشگاه «بیرمنگام» در ادامه با اشاره به این که فسیل‌ها گروه‌هایی کهکشانی هستند که در اثر این قبیل اندرکنش‌های بین کهکشانی ایجاد شده‌اند، اظهار داشت: مشخصه اصلی فسیل‌ها این است که کهکشان بسیار درخشانی دارند که از برخورد و ادغام کهکشانها به وجود می‌آید و شکلی بیضی گون دارد و دارای‌ هاله‌ای بسیار عظیم از گازهای بسیار داغ به دمای چند 10 میلیون درجه کلوین هستند که به دلیل این دمای بسیار بالا در ناحیه پرتوهای «ایکس» هم تابش می‌کند.

هاله‌ای که کهکشان‌های فسیلی را در بر گرفته، در مقایسه با هاله تک کهکشان بسیار بزرگتر و مشابه‌ هاله گروه‌ها و خوشه‌های کهکشانی است؛ در حالی که وقتی آنها را در ناحیه اپتیکی رصد می‌کنیم به دلیل این که بقیه اعضای آن گروه کوتوله‌ها هستند تنها یک کهکشان بسیار درخشان می‌بینیم و بقیه چندان قابل مشاهده نیستند.

دکتر خسروشاهی درباره وجه تسمیه گروه‌های کهکشانی «فسیلی» به ایسنا گفت: این گروه‌های کهکشانی در شرایطی ایجاد می‌شوند که یک کهکشان بزرگ فرصت کافی داشته باشد تا کهکشان‌های مجاور را ببلعد و بزرگتر شود که طبعا مستلزم زمانی بسیار طولانی است و به تبع آن این گروه‌های کهکشانی قدیمی را «فسیل» نامگذاری کرده‌اند.

وی خاطرنشان کرد: بسیاری از گروه‌های کهکشانی غیر فسیلی که مثلا یک، دو یا سه میلیارد سال از تشکیل آنها گذشته و یا در حال تشکیل هستند، هنوز در حال بلعیده شدن می‌باشند ولی در فسیل‌ها این فرایند تمام شده و به طور نسبی سه تا چهار میلیارد سال قدیمی‌تر از گروه‌های کهکشانی معمولی هستند؛ بنابراین لفظ «فسیل» برای چنین گروه‌های کهکشانی کاملا با مسماست.

این اخترفیزیکدان ایرانی همچنین درباره ماهیت ماده میان کهکشانی که در گروه‌ها و خوشه‌های کهکشانی مختلف وجود دارد، اظهار داشت: هیچ جای جهان خلاء نیست. در فضای بین ستاره‌ها یا کهکشان‌ها نیز پلاسما یا گازی وجود دارد که به دلیل چگالی بسیار پایین آن در مقایسه با ستاره‌ها از آن به خلاء تعبیر می‌شود در حالی که با توجه به حجم بسیار عظیمی که در بر می‌گیرد در مجموع جرم این گاز بسیار قابل توجه است.

وی در ادامه درباره اهمیت مطالعه فسیل‌ها به ایسنا گفت: مطالعه این گروه‌های کهکشانی از لحاظ بررسی تشکیل و تحول کهکشان‌های درخشان یا غول‌های بیضی‌گون بسیار مفید است چون این اعتقاد وجود دارد که این قبیل کهکشان‌ها که در همه خوشه‌های کهکشانی غنی دیده می‌شوند، نمی توانسته‌اند در هسته این خوشه‌ها به وجود آمده باشند چون پدیده ادغام کهکشان‌های مارپیچی به سرعت کهکشان‌ها بستگی دارد که در خوشه‌های غنی بسیار بیشتر از سرعت کهکشان‌ها در گروه‌های کهکشانی است، بنابراین بعید است که اندرکنش موثری که می‌تواند به ایجاد غول‌های بیضی گون منجر شود در خوشه‌های غنی صورت گیرد، پس به احتمال زیاد این کهکشان‌های درخشان در گروه‌های کهکشانی نظیر فسیل‌ها به وجود آمده و سپس در اثر اندرکنش گرانشی به مرکز خوشه‌های غنی راه یافته‌اند.

دکتر خسرو شاهی اضافه کرد: البته به احتمال زیاد عده‌ای از این فسیل ‌ها چنین فرصتی را پیدا نکرده‌اند و به همین علت است که امروز می‌توانیم آنها را شناسایی کنیم.

این اختر شناس جوان ایرانی که نقش محوری در تحقیقات مربوط به فسیل‌های کهکشانی در جهان دارد در توجیه این مساله گفت: فرض کنید که یک گروه کهکشانی تشکیل شده ولی سیستم دیگری در نزدیکی آن وجود ندارد.

این سیستم به صورت منفرد ــ ایزوله ــ در فضا باقی می‌ماند و در صورتی که در اثر برهم کنش‌های بین کهکشانی آن، غول بیضی گونی تشکیل شود و در اثر نزدیکی با یک خوشه یا گروه کهکشانی، این دو بعدا با هم ادغام شده و یک خوشه غنی را تشکیل می‌دهند که از این غول‌های بیضی گون به هسته آن منتقل می‌شوند.

وی افزود: موضوع دیگری که فسیل‌ها را با اهمیت می‌کند مساله توزیع «ماده تاریک» است . اگر فسیل‌ها ــ آن چنان که از اسمشان بر می‌آید ــ قدیمی باشند، مسلما توزیع «ماده تاریک» در یک سیستم کهکشانی قدیمی با آنچه بعدا به وجود آمده تفاوت‌هایی خواهد داشت؛ البته ماده تاریک قابل رویت نیست و تنها در اثر اندرکنش گرانشی با ماده درخشان (باریونی) ــ مثل ستاره‌ها، گاز میان ستاره‌یی یا میان کهکشانی و هر چیز دیگری که می‌تواند طول موج الکترومغناطیسی در هر ناحیه طیفی ساطع کند ــ تشخیص داده می‌شود؛ به این ترتیب فرضا به طور دینامیکی جرم یک سیستم را ‌اندازه‌گیری می‌کنیم و می‌بینیم اگر تمام آن را به ماده درخشان تبدیل کنیم، جرم سیستم بسیار بیشتر از میزان اجرام قابل رویت آن خواهد بود و بنابراین در می‌یابیم که بخشی از جرم سیستم مربوط به «ماده تاریک» است.

به گفته دکتر خسرو شاهی، طبق محاسبات دانشمندان، جرم گرانشی هر خوشه یا گروه کهکشانی 300 تا 500 برابر بیش از اجرام قابل رویت آن است که این اضافه جرم عظیم مربوطه به ماده تاریک آنها است که گرانش دارد ولی دیده نمی‌شود.

گاز میان کهکشانی که در ناحیه پرتوهای «ایکس» تابش می‌کند و صرفا از طریق تلسکوپ‌های فضایی قابل رویت است، توزیع جرم در این سیستم را نشان می‌دهد. تنها عاملی که می‌تواند گاز میان کهکشانی را بدین شکل حفظ کند، ماده تاریک است که با ایجاد یک چاه عملاً آن گاز و هر ماده تاریک و غیر تاریک را در داخل خود حبس کرده است. چرا که ماده تاریک موجود در خوشه‌ها یا گروه‌های کهکشانی چند صد برابر ماده درخشان آنها جرم داشته و در واقع اثر غالب مربوط به ماده تاریک است.

دانشمند ایرانی دانشگاه «بیرمنگام» در ادامه گفت‌وگو با ایسنا درباره یافته های تحقیقاتی خود و همکارانش در زمینه ماده تاریک کهکشان‌های فسیلی گفت: توزیع جرم (توزیع ماده تاریک) در این گروه‌های کهکشانی که از طریق پرتوهای ایکس گسیل شده از آنها مطالعه شده نشان داده که ماده تاریک در این خوشه‌های کهکشانی کاملا مرکزگراست. به این معنی که در مقایسه با گروه‌های کهکشانی غیر فسیلی کسر بیشتری از جرم این گروه‌ها در قسمت مرکزی آنها قرار گرفته است؛ به این ترتیب، فسیل‌ها صرف نظر از تفاوت‌هایی که از نظر شکل ظاهری یا نوع کهکشان‌هایشان با سایر گروه‌ها و خوشه‌های کهکشانی دارند، از لحاظ توزیع جرمشان نیز که عمدتا ماده تاریک است از سایر گروه‌های کهکشانی متمایز هستند.

دکتر خسروشاهی خاطر نشان کرد: یکی دیگر از زمینه‌های تحقیق درباره کهکشان‌های فسیلی مطالعه ترمودینامیک گاز میان کهکشانی آنها است؛ یعنی همان طور که ترمودینامیک گازهای معمولی را بررسی می‌کنیم می‌توانیم ویژگی‌های ترمودینامیک دما، توزیع دما، توزیع انرژی فوتون‌ها، آنتروپی، فلزیت (درصد فلزات سنگین) گاز میان کهکشانی این گروه از کهکشان‌ها را که نزدیکترین آنها در فاصله حدود 50 مگاپارسک (165 میلیون سال نوری) زمین قرار دارند مطالعه کنیم.

وی تصریح کرد: تمامی این اطلاعات مرهون امکاناتی است که تلسکوپ‌های فضایی در اختیار ما قرار می‌دهند چرا که امکان مشاهده پرتوهای ایکس توسط تلسکوپ‌های زمینی وجود ندارد. تیم تحقیقاتی ما در حال حاضر با استفاده از اطلاعات تلسکوپ فضایی «چاندرا» ناسا و تلسکوپ فضایی XMM سازمان فضایی اروپا (اسا) مشغول بررسی پرجرم‌ترین فسیل کهکشانی است.

استاد ایرانی دانشگاه «بیرمنگام» درباره کشفیات چند ماه پیش این گروه که در مجامع و رسانه‌های علمی جهان بازتاب یافت، اظهار کرد: عمده آن یافته‌ها مربوط به کشف ماده تاریک متمرکز در کهکشان‌های فسیلی بود که تاییدی بر قدیمی‌ بودن این سیستم‌ها است؛ چون معتقدیم که به دلیل چگالی بسیار بالای ماده و گاز در مراحل ابتدایی پیدایش عالم ابتدا هسته کهکشان‌ها یا گروه‌های فسیلی و سپس با تجمع جرم در هاله این هسته، خود این کهکشان‌ها یا گروه‌ها ایجاد شده‌اند؛ یعنی ابتدا یک هسته بسیار چگال تشکیل شده و پس از آن هاله گسترده در طول زمان به تدریج به آن اضافه شده است.

این روند صرفا مربوط به یک کهکشان فسیلی مطالعه شده نیست و فسیل‌های دیگری نیز که بعدا مطالعه کردیم و نتایج آن در هفته‌های آینده منتشر می‌شود چنین حالتی دارند که نشان دهنده عمومیت تمرکز ماده تاریک در خوشه‌ها و گروه‌های فسیلی است.


دکتر خسروشاهی در ادامه گفت و گو با ایسنا تصریح کرد: این اولین بار بود که یک فسیل کهکشانی با داده‌هایی با کیفیت بالا مورد مطالعه قرار گرفت؛ البته وجود فسیل‌ها از سال 1994 با شبیه‌سازی‌های رایانه‌یی پیش‌بینی شده و تلسکوپ فضایی Rosat هم به نوعی اولین فسیل‌ها را شناسایی کرده بود ولی کیفیت و وضوح داده‌ها و تصاویر Rosat در مقایسه با داده‌های حاصل از تلسکوپ «چاندرا» که در تحقیقات ما استفاده شد بسیار پایین بود.


وی تصریح کرد: با استفاده از تلسکوپ فضایی «چاندرا» توانستیم این سیستم‌های کهکشانی را با جزئیات بیشتر بررسی کنیم و برای اولین بار هسته نزدیکترین فسیل را به شعاع یک کیلوپارسک مورد بررسی قرار دهیم. این مطالعه که با تلسکوپ‌های قبلی امکان‌پذیر نبود، اطلاعات مهمی را درباره این فسیل در اختیار ما گذاشت از جمله این که دمای گازی که پرتوهای ایکس را تابش می‌کند در مرکز خوشه‌ها نسبت به قسمت‌های کناری پایین‌تر است.

دکتر خسروشاهی در تحلیل سازوکار این پدیده نیز که از آن به عنوان «شارش سرد» یاد کرد، اظهار داشت: چون میزان پرتوهای ایکسی که به ما می‌رسد به چگالی گاز بستگی دارد، هر چه چگالی گاز بالاتر باشد پرتوهای ایکس بیشتری تابش می‌کند؛ در نتیجه وقتی آن گاز انرژی خود را به صورت پرتوهای ایکس از دست داد سرد می‌شود و فشار تابشی آن کاهش می‌یابد که در نتیجه گاز از اطراف به مرکز خوشه سقوط می‌کند؛ بنابراین مجددا چگالی گاز در این ناحیه افزایش یافته و پرتوهای ایکس بیشتری تابش می‌شود و در نتیجه‌ دمای سیستم کاهش یافته و گاز مجددا به مرکز خوشه سقوط می‌کند.

استاد ایرانی دانشگاه «بیرمنگام» در گفت‌وگو با ایسنا، تصریح کرد: با توجه به این سازوکار به نظر می‌رسد سیستم‌های ریلکسی مثل فسیل‌ها دارای هسته‌های خنک باشند که به آن شارش سرد (هسته‌های خنک) می‌گویند؛ البته نکته جالب این است که ما در بررسی‌های بسیار دقیقی که در سیستم فسیلی مورد مطالعه داشتیم چنین پدیده‌ای را ندیدیم که ممکن است علت آن وجود یک هسته کهکشانی فعال باشد که داغ شدن مجدد گاز موجود در مرکز کهکشان را موجب می‌شود یا این که سقوط ماده به مرکز به حدی شدید است که در اثر کار مکانیکی دوباره خود هسته گرم می‌شود یعنی فرایندی است که ماده را به دلیل گسیل پرتوهای ایکس خنک می‌کند و فرایند دیگری نظیر سقوط شدید ماده به مرکز خوشه باعث گرم شدن مجدد آن می‌شود.

دکتر خسرو شاهی با بیان این که اثبات مکانیزم‌های پیشنهادی که برای توضیح داده‌های رصدی ارائه شده مستلزم مطالعات بیشتر و دقیق‌تر بر روی فسیل‌های کهکشانی مختلف است، اظهار داشت: یکی دیگر از طرح‌های تحقیقاتی من شناسایی فسیل‌ها در هزار درجه مربع از آسمان است.

در این تحقیق صفحه‌ای از آسمان را به ابعاد 31 درجه در راستای سمتی و 31 درجه در راستای عمودی تا عمق 400 مگا پارسک بررسی کرده و فسیل‌های کهکشانی موجود در آن را شناسایی می‌کنیم.

این اختر فیزیکدان ایرانی خاطر نشان کرد: مطالعات این طرح به تازگی آغاز شده و پیش‌بینی می‌شود گردآوری داده‌های اپتیکی، آن حدود یک تا یک و نیم سال طول بکشد که پس از آن مجددا باید در ناحیه ایکس این ناحیه از فضا را رصد کنیم.این مرحله از تحقیق نیز احتمالا دو سال به طول می‌انجامد و بنابراین نتایج اولیه طرح حداقل سه تا چهار سال دیگر مشخص می‌شود.

اخترشناس دانشگاه «بیرمنگام» درباره آینده و غایت متصور برای کهکشان‌ها و گروه‌های فسیلی با توجه به ثبات نسبی و ایزوله بودن این سیستم‌ها خاطر نشان کرد: این مساله‌ای است که به طور همه جانبه در حال بررسی آن هستیم. با توجه به شرایط فسیل‌ها احتمالا تا میلیاردها سال همین طور باقی می‌مانند؛ اما سؤال اینجاست که چقدر باید منتظر ماند تا ببینیم این مساله واقعیت دارد.

البته از آن جا که فضا در حال گسترش یافتن بوده و اجرام فضایی دائما از هم دور می‌شوند احتمال این که یک سیستم فسیلی با سایر سیستم‌ها دچار تداخل شود، در مقایسه با میلیاردها سال پیش بسیار کمتر است و اگر قرار بود چنین اتفاقی رخ دهد، باید میلیاردها سال قبل که سیستم‌های فضایی نزدیکتر بودند اتفاق می‌افتاد؛ بنابراین به نظر می‌رسد که سیستم‌های فسیلی همچنان ثبات خود را حفظ کنند.

دکتر خسروشاهی در عین حال تصریح کرد: البته همه فسیل‌ها آنقدرها هم ایزوله و غیر فعال نیستند و هنوز این امکان وجود دارد که برخی فسیل‌ها از طریق رشته‌ها و فیلمان‌هایی داخل خوشه‌های کهکشانی سقوط کنند. همچنان که تصور می‌کنیم چنین اتفاق برای برخی فسیل ها افتاده باشد ولی بیشتر فسیل‌ها ایزوله باقی می‌مانند چون کهکشان‌های داخل آنها کهکشان‌های کوتوله هستند که چندان در اندرکنش گرانشی شرکت نمی‌کنند.


 
comment نظرات ()